تبليغاتX
عطر خیال


عطر خیال

ترانه‌هاي آبی من...

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك www.bahar-20.com

پرنده نیز عاشق بود
گهی می رفت
گهی می ماند
سپس در اوج تنهایی
گهی آواز غم می خواند
*
از این شاخه به آن شاخه
خودش را جستجو می کرد
و هر گلبرگ خوش رنگی
دلش را زیرورو می کرد
*
نه می خوردو نه می خوابید
نه می پیچید ، نه می تابید
نگاهش خسته بود اما...
به جایی دور می تازید
*
 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك www.bahar-20.com
ومن حالا
به پشت پنجره ، تنها
برایش اشک می ریزم
و دستم را
برایش می برم بالا
و می خوانم دعا
*
اما !!
*
پرنده گفت :باید رفت
پرنده رفت
پرنده دور شد حالا
دگر اورا نمی بینم
*
پرنده خوب و صادق بود
پرنده نیز عاشق بود

 

سالروز شکفتن گل وجودت مبارک پرنده نازنینم


نوشته شده در پنجشنبه 7 خرداد1388ساعت 21:49 توسط فرحناز| |

دست عشق از دامن دل دور باد/

می توان آیا به دل دستور داد؟/

می توان آیا به دریا حکم کرد /

که دلت را یادی از ساحل مباد؟ /

موج را آیا توان فرمود: ایست!/

 باد را فرمود: باید ایستاد؟/

آنکه دستور زبان عشق را /

بی گذاره در نهاد ما نهاد /

خوب می دانست تیغ تیز را در کف مستی نمی بایست داد !!!

نوشته شده در چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 20:10 توسط فرحناز| |


Design By : Night Skin