هرچه زیبایی و خوبی که دلم تشنه ی اوست مثل گل،صحبت دوست مثل پرواز،کبوتر می و موسیقی و مهتاب و کتاب، کوه،دریا،جنگل،یاس،سحر این همه یک سو،یک سوی دگر، چهره ی همچو گل تازه ی تو! دوست دارم همه عالم را لیک هیچکس را نه به اندازه ی تو!
فریدون مشیری
پ ن : ممنونم که دوباره دیدنت را به تقویم زندگیم هدیه کردی بعد از ۴ماه برای لحظه ای تمام غمهام و فراموش کردم
+نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388ساعت21:16توسط فرحناز |
|
About
چه ميشود اگر بيايي و فاصله خط بزني و سرود رود را به بزم آبي دريا مهمان كني و در چينهاي شتابان دامنش نفسنفس ستاره بريزي و مهتابيام كني کاشکی یه روزی.... یه جایی ...یه آهی......منو یادت بیاره باز دوباره