ترانههاي آبی من...
............. همیشه نوشتن واسم ساده بوده چون با نوشته هام یه جورایی آروم میشدم یه مرهمی واسه دردایی بود که کشیدم دردی که با همه دردش شیرینه ولی اینبار نمیدونم با بهت واسه از دست دادن بزرگ یه خانواده چی بنویسم نمیدونم غمی که با از دست دادن عزیزی که ندیدمش ولی عزیز بوده و آمده به سراغم را چطور به زبان بیارم و بگم......واقعا چیزی جز ....انا لله و انا الیه راجعون به ذهنم نمیاد................... حجت عزیزم همیشه دوست داشتم بهترین حرفا رو به بهترین شکل بهت بگم و سخته خیلی سخت ولی...... با یه دنیا تاسف و درد غم از دست دادن عموی نازنینت رو به تو و خانواده عزیزت تسلیت میگم تلخترین قسمت زندگی و با هیچ زبان و نوشته ای نمیشه توصیف کرد و واقعا چیزی دیگه نمیتونم بگم ندیده بودمشون ولی مطمئنم اونقدر برای تو عزیز بوده که با یه دنیا بغض بهم گفتی..... تا به حال اینطور صدات و نشنیده بودم و این صدای بغض آلوده تو باعث شد بنویسم و نه بیشتر از تو ولی به اندازه تو ناراحت بشم و عموی نازنیت ندیده واسم عزیز بشه که غم از دست دادنش و با همه وجودم حس کنم تسلیت میگم عزیزم .......![]()

| Design By : Night Skin |


