تبليغاتX
عطر خیال


عطر خیال

ترانه‌هاي آبی من...

کاش می شد بر جدایی خشم کرد

شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد

کاش می شد خانه ای از مهر ساخت

مهربانی رادر آن سر مشق کرد

وقتی پنجره ی دلت را بسوی خوبیها می گشایی از تبسم زشتیها در حراس نباش امید چون ابری آرام برای تو و چون سیلی خروشان برای ناکامی هایت خواهد بود و غبار غمهایت را خواهد شست پس همتی کن و پروانه ی محبت را از پنجره ی خوبیهای دلت بسوی همه ی خوبیها پرواز ده

نوشته شده در دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 23:45 توسط فرحناز|

در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت می خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم.

سلام سلام به همه گلای نازنین

امروز یه خبر خوب واسه همه هم عطریای عزیز دارم .... گفتم اینروزا عطر خیال داره روی یه همکار خیلی گل فکر میکنه که خیلی نازنین و عزیزه گفته بودم خوشبوترین گل روی زمینه .....الان میدونم مشتاق شدید بدونید اون کیه؟؟؟ صبر کنید اول از همه به یمن این همکاری و این حضور که به اندازه تمام دنیا برای من عزیزه یه دل نوشته خوشمل تقدیم به تمام مهربونیش میکنم.....

گلم! سر از کویت بر نخواهم داشت ، به تو و این که مظهر عشقی ایمان دارم و تا قیام قیامت با دو پای خسته و دلی لرزان و پر از امید و آرزو شتابان به دنبال عطر تو خواهم رفت و تا تو را نیافته و به دست نیاورم از پای نخواهم نشست ، آری می یابمت و آنگاه از تو می خواهم تا حرارت صمیمی دلت را بر من و زندگی یخ زده ام فرو تابانی تا بهار زندگی ام فرا رسد و غنچه دلم که هماره در انتظار باغبانی مهربان است از نسیم رویت بشکفد و بعد زندگی و زندگی و زندگی....

 و...... اون کسی نیست جز.......همونی که تمام نوشته هام مال اونه همونی که اگه هستم به خاطر وجود نازنینشه همونی که اگه قرار باشه فقط یه روز دیگه زندگی کنم غیر از با او و در کنار او بودن چیز دیگه نمیخوام همونی که با تمام وجودم خواستنش و طلب میکنم همونی که عطر خیال به یاد اونه که سر پا مونده و همونی که خوشبوترین گل روزگاره....... حجت گلم

نازنینی که قبول کرد تا عطر خیال  را با هم بنویسیم......و از این حضور بی نهایت خوشحالم

حجت نازنین به خاطر همه مهربونیات ازت ممنونم و نابترین و بهترین روزها را برای  گل خوشبوی خودم آرزو دارم

85

نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 20:50 توسط فرحناز|

سلام به همه دوستان نازنین

اول از همه یه معذرت خواهی بزرگ به خاطر اینکه چند روزی نبودم و نشد به همه سر بزنم و واقعا از همه گلایی که این مدت با نظراشون عطر خیال و تنها نذاشتن خیلی خیلی ممنونم.....ببشخیدددددولی قول میدم خیلی زود بیام و به همگی سر بزنم...

دوم اینکه عطر خیال داره روی یه همکار خیلی گل فکر میکنه اسمش و الان نمیگم تا بهش بگم و اگه منت بر من حقیر بزاره و قبول کنه یه دنیا ازش ممنون میشم  فعلا همین قدر بگم که خوشبو ترین گل روی زمینه مگه میتونه قبول نکنه ....................اگه قبول کرد حتما یه آپ خیلی خوشمل واسه معرفیش میزارم....

 

نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 18:41 توسط فرحناز|

 

تو نیستی که ببینی

چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست

چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست

چگونه جان تو در جان زندگی سبز است

تونیستی که ببینی

که چگونه پیچیده است

طنین شعر نگاه تو در ترانه من

تو نیستی که ببینی

چگونه می گردد

نسیم روح تو در باغ بی جوانه من

تو نیستی که ببینی

چگونه با دیوار

به مهربانی یک دوست،از تو می گوییم

تو نیستی که ببینی

چگونه از دیوار جواب می شنوم

تو نیستی که ببینی

به روی هرچه در این خانه است

غبار سربی اندوه،بال گسترده است

تونیستی که ببینی

دل رمیده من جز تو

یاد همه چیز را رها کرده است

84

نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 18:35 توسط فرحناز|


Design By : Night Skin